آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ شهریور ۱۴۰۴

    Fluorescent

    flʊ- / / flɔː- flʊəˈresnt

    معنی fluorescent

    adjective

    دارای تشعشع

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

    مشاهده
    adjective

    فلورئورسان، لامپ مهتابی

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد fluorescent

    1. noun a lighting fixture that uses a fluorescent lamp
      Synonyms:
      fluorescent fixture

    سوال‌های رایج fluorescent

    معنی fluorescent به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «fluorescent» در زبان فارسی به «فلورسانت»، «دارای تشعشع» یا «درخشان» ترجمه می‌شود و به موادی اشاره دارد که نور را جذب کرده و سپس آن را با طول موج متفاوت و معمولاً قابل مشاهده بازتاب می‌دهند.

    ویژگی فلورسانس در مواد باعث می‌شود آن‌ها بتوانند نور را به شکل روشن و درخشان از خود ساطع کنند، حتی اگر منبع نور اصلی ضعیف باشد. این خاصیت در علوم مختلف مانند شیمی، زیست‌شناسی و فیزیک کاربردهای گسترده‌ای دارد. برای مثال، در آزمایشگاه‌ها از مواد فلورسانت برای نشان‌گذاری سلول‌ها یا مولکول‌ها استفاده می‌شود تا بتوان آن‌ها را به راحتی در میکروسکوپ تشخیص داد. این ویژگی دقت و سرعت در تحقیقات علمی را افزایش می‌دهد و امکان مشاهده‌ی فرآیندهای پیچیده‌ی زیستی و شیمیایی را فراهم می‌کند.

    در زندگی روزمره، «fluorescent» اغلب برای توصیف منابع نوری به کار می‌رود که نور را به شکل روشن و پرانرژی منتشر می‌کنند. لامپ‌های فلورسانت نمونه‌ای از این کاربرد هستند که با مصرف انرژی کمتر نسبت به لامپ‌های رشته‌ای، نور یکنواخت و واضحی تولید می‌کنند. این لامپ‌ها در محیط‌های کاری، آموزشی، فروشگاهی و صنعتی به دلیل نور گسترده و روشنایی مناسب استفاده می‌شوند و به کاهش خستگی چشم و افزایش تمرکز کمک می‌کنند.

    علاوه بر کاربرد علمی و روشنایی، رنگ‌ها و مواد فلورسانت در صنایع مختلف نیز اهمیت دارند. در طراحی لباس، پوشاک ایمنی، علامت‌های هشدار و تجهیزات ترافیکی، استفاده از رنگ‌های فلورسانت باعث می‌شود اشیا در شرایط نور کم یا تاریکی به راحتی دیده شوند. این ویژگی نقش مهمی در ایمنی و افزایش دید دارد و برای جلوگیری از حوادث یا شناسایی سریع اجسام ضروری است.

    از نظر علمی، فلورسانس ناشی از جذب فوتون‌های نور توسط اتم‌ها یا مولکول‌ها و انتشار دوباره‌ی آن‌ها با طول موج بلندتر است. این پدیده با پدیده‌ی فسفرسانس تفاوت دارد، زیرا فلورسانس معمولاً فوراً پس از تابش نور اتفاق می‌افتد و با قطع منبع نور، درخشندگی به سرعت کاهش می‌یابد. این خاصیت باعث شده که مواد فلورسانت در تشخیص سریع و آنی اطلاعات یا نمونه‌ها بسیار کاربردی باشند.

    «fluorescent» مفهومی است که هم در علوم و تکنولوژی و هم در زندگی روزمره کاربرد دارد و بیانگر درخشندگی، جذب و بازتاب نور به شکل خاص است. درک این واژه و ویژگی‌های آن به زبان‌آموزان و علاقه‌مندان علوم طبیعی کمک می‌کند تا با پدیده‌های نوری و کاربردهای عملی آن‌ها آشنا شوند و بتوانند مفهوم روشنایی، ایمنی و نمایان بودن را به شکل علمی و دقیق بیان کنند.

    ارجاع به لغت fluorescent

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «fluorescent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/fluorescent

    لغات نزدیک fluorescent

    • - fluorescein
    • - fluorescence
    • - fluorescent
    • - fluorescent lamp (or tube)
    • - fluoridate
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    repatriation prob loosely ageusia multifaceted radiant take on quark gluon to make a long story short jump the gun to each his own think back tito tin مقرب غبار غربال غله خبیث خبث خندق قافله غلاف قفل دیلدو ذوب راگبی رئیس هیئت‌مدیره روانی
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.