فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fosterage

American: ˈfɔːstərɪdʒ British: ˈfɒstərɪdʒ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    پرورش، گرفتن مادر رضایی، دایه‌گیری
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fosterage

  1. noun Helping someone grow up to be an accepted member of the community
    Synonyms: fostering, breeding, bringing-up, nurture, raising, rearing, upbringing

ارجاع به لغت fosterage

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fosterage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fosterage

لغات نزدیک fosterage

پیشنهاد بهبود معانی