آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۶ دی ۱۴۰۳

    Gammon

    ˈɡæmən ˈɡæmən ˈɡæmən

    معنی gammon | جمله با gammon

    noun uncountable

    انگلیسی بریتانیایی گوشت ران خوک، بیکن خوک، گوشت نمک‌سودشده و دودی ران خوک

    gammon, گوشت ران خوک، بیکن خوک، گوشت نمک‌سودشده و دودی ران خوک
    noun countable

    (تخته نرد) مارس

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری
    verb - transitive

    (تخته نرد) مارس کردن

    verb - intransitive

    لاف زدن، وانمود کردن، یاوه‌گویی کردن

    verb - transitive

    اغوا کردن، فریب دادن، گول زدن

    I was not gammoned by his flattery.

    چاپلوسی او مرا فریب نداد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gammon

    1. noun meat cut from the thigh of a hog (usually smoked)
      Synonyms:
      ham jambon

    Idioms

    give someone gammon

    کسی را سرگرم کردن درحالی‌که نفر دیگر جیب او را می‌زند.

    keep someone in gammon

    کسی را سرگرم کردن درحالی‌که نفر دیگر اموالش را بلند می‌کند.

    سوال‌های رایج gammon

    معنی gammon به فارسی چی میشه؟

    کلمه "gammon" در زبان انگلیسی معانی و کاربردهای مختلفی دارد که به دو دسته اصلی تقسیم می‌شود: یکی در زمینه بازی‌های رومیزی و دیگری در زمینه آشپزی.

    1. معنای بازی:

    در زمینه بازی، "gammon" به یکی از حالت‌های بازی تخته‌نرد اشاره دارد. در این بازی، اگر یک بازیکن تمام مهره‌های خود را به خانه پایانی برساند و حریف هنوز مهره‌هایی در زمین داشته باشد، آن بازیکن می‌تواند آن را یک "gammon" بنامد. به این معنی که حریف هیچ امتیازی دریافت نمی‌کند و بازیکن برنده دو برابر امتیاز می‌گیرد. این حالت در بازی تخته‌نرد یکی از استراتژی‌های کلیدی برای پیروزی محسوب می‌شود.

    2. معنای غذایی:

    در زمینه آشپزی، "gammon" به معنای نوعی گوشت خوک است که معمولاً از قسمت‌های خاصی از بدن خوک، به ویژه از قسمت ران یا کمر، تهیه می‌شود. این گوشت معمولاً به صورت دودی یا نمکی فرآوری می‌شود و در بسیاری از فرهنگ‌ها به عنوان یک غذای اصلی یا چاشنی استفاده می‌شود.

    نکات جالب درباره Gammon:

    - Gammon معمولاً در تعطیلات و مناسبت‌های خاص مانند کریسمس در کشورهای انگلیسی‌زبان سرو می‌شود.

    - این نوع گوشت می‌تواند به روش‌های مختلفی طبخ شود؛ از جمله پختن، کباب کردن یا سرخ کردن.

    - در برخی از کشورها، gammon به عنوان یک غذای سنتی محسوب می‌شود و با سیب‌زمینی، سبزیجات و سس‌های مختلف سرو می‌شود.

    3. کاربردهای دیگر:

    کلمه "gammon" همچنین به صورت عامیانه برای توصیف فعالیت‌هایی استفاده می‌شود که ممکن است فریبنده یا غیرواقعی به نظر برسند. به عنوان مثال، اگر کسی بگوید که "،This is just a gammon"، به این معناست که آن موضوع جدی نیست و ممکن است به نوعی فریب یا دروغ اشاره داشته باشد.

    ارجاع به لغت gammon

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «gammon» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/gammon

    لغات نزدیک gammon

    • - gammadion
    • - gammer
    • - gammon
    • - gammy
    • - gamo-
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    band-aid badly need bacteria back and forth available to start work automatically authoritatively authenticator authentic audacious at-home Apr ardent are aren't اقتدار نام کاربری مقتدر صفیر نام‌نویسی ثنا صنم نکس نصب نگران نمناک نمونه‌کار نوشابه سپک‌تاکرا وان
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.