گارگویل، ناودان کلهاژدری، آبپران، دهانهاژدر (در بناها و کلیساهای قدیم، ناودانی که بهشکل صورت انسان یا حیوانات عجیب از فلز و یا سنگ حجاری شده است)
Tourists took photos of the carved gargoyle on the facade.
توریستها از گارگویل حجاریشده روی نما عکس گرفتند.
They repaired the metal gargoyle before the winter rains.
آنها پیشاز بارانهای زمستان، ناودان کلهاژدری فلزی را تعمیر کردند.
A gargoyle spat water from the cathedral roof during the storm.
در طوفان، گارگویل از روی سقف کلیسا آب میپاشید.
شخص نازیبا، شخصی با صورت زشت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
In the dim light, his profile looked like a gargoyle's.
در نور کم، نمای نیمرخش شبیه شخصی با صورت زشت به نظر میرسید.
Stop staring at him like he's a gargoyle.
دست از زل زدن به او بردار؛ انگار که زشت است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «gargoyle» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gargoyle