آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Gee

dʒiː dʒiː dʒiː

معنی gee | جمله با gee

noun adverb interjection

هی، هین (که در موقع راندن اسب و گاو گفته می‌شود)،صدای هی‌و‌هین کردن (برای راندن حیوان) هین کردن، هوس، هوس‌رانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

The cow geed when she should have hawed.

گاو به جای اینکه به دست چپ برود، به دست راست چرخید.

Gee, is it you?

عجب! این تو هستی؟

نمونه‌جمله‌های بیشتر

He gave me two gee.

او به من دو هزار دلار داد.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gee

  1. noun a unit of force equal to the force exerted by gravity; used to indicate the force to which a body is subjected when it is accelerated
    Synonyms:

ارجاع به لغت gee

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «gee» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/gee

لغات نزدیک gee

پیشنهاد بهبود معانی