آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ دی ۱۴۰۳

      Gel

      dʒel dʒel dʒel

      گذشته‌ی ساده:

      gelled

      شکل سوم:

      gelled

      سوم‌شخص مفرد:

      gels

      وجه وصفی حال:

      gelling

      شکل جمع:

      gels

      توضیحات:

      در معانی سوم، چهارم و پنجم در انگلیسی آمریکایی همچنین می‌توان از jell به‌جای gel استفاده کرد.

      معنی gel | جمله با gel

      noun uncountable

      ژل (ماده‌ی غلیظ، شفاف، لغزنده و نیمه‌جامدی که انواع گوناگونی دارد و در نواحی مختلفی از بدن مورد استفاده قرار می‌گیرد)

      He prefers using hair gel over mousse.

      او استفاده از ژل مو را به فوم مو ترجیح می‌دهد.

      The doctor recommended a specific lubricant gel for sensitive skin.

      دکتر برای پوست‌های حساس ژل روان‌کننده‌ی مخصوصی را توصیه کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She applied eyebrow gel to shape her brows.

      او برای فرم دادن به ابروهایش از ژل ابرو استفاده کرد.

      noun countable uncountable

      ورزش ژل انرژی‌زا (ماده‌ی انرژی‌زای غلیظ، شفاف، لغزنده و نیمه‌جامدی که قبل یا هنگام ورزش توسط ورزشکاران مصرف می‌شود)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Runners often rely on energy gels during long races.

      دوندگان در مسابقات طولانی اغلب به ژل‌های انرژی‌زا متکی هستند.

      Gels help maintain stamina throughout challenging workouts.

      ژل‌های انرژی‌زا به حفظ استقامت در طول تمرینات چالش‌برانگیز کمک می‌کنند.

      verb - intransitive

      ژله‌ای شدن، به‌صورت ژله‌ای درآمدن، به ژله تبدیل شدن

      Over time, the paint will gel.

      با گذشت زمان، این رنگ به‌شکل ژله‌ای درخواهد آمد.

      The pudding will gel properly if you refrigerate it.

      اگر پودینگ را در یخچال بگذارید به‌خوبی ژله‌ای می‌شود.

      verb - intransitive

      (ایده‌ها و شرایط) تحکیم یافتن، قوام یافتن، شکل گرفتن، جان گرفتن، به نتیجه رسیدن، جلوه یافتن، پدید آمدن

      After several discussions, our plan finally began to gel.

      پس‌از بحث‌های بسیار، سرانجام طرح ما شروع به شکل گرفتن کرد.

      As the project progressed, our strategies were seamlessly gelled.

      با پیشرفت پروژه، استراتژی‌های ما به‌طور یکپارچه‌ای شروع به قوام یافتن کردند.

      verb - intransitive

      (روابط بین‌فردی) تحکیم یافتن، قوام یافتن، چفت شدن، جور شدن، صمیمی شدن

      It took time, but eventually, the group began to gel.

      طول کشید اما بالاخره اعضای تیم با هم چفت شدند.

      The new employees will quickly gel with the existing staff.

      کارمندان جدید به‌سرعت با کارکنان فعلی جور خواهند شدند.

      verb - transitive

      (به موی سر) ژل زدن

      I always gel my hair before going out.

      من همیشه قبل‌از بیرون رفتن به موهایم ژل می‌زنم.

      Arian decided to gel his hair for the party.

      آرین تصمیم گرفت که برای مهمانی به موهایش ژل بزند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد gel

      1. noun a thin translucent membrane used over stage lights for color effects
        Synonyms:
        gelatin
      1. verb apply a styling gel to
        Synonyms:
        mousse
      1. noun a colloid in a more solid form than a sol
        Synonyms:
        colloidal gel

      سوال‌های رایج gel

      گذشته‌ی ساده gel چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده gel در زبان انگلیسی gelled است.

      شکل سوم gel چی میشه؟

      شکل سوم gel در زبان انگلیسی gelled است.

      شکل جمع gel چی میشه؟

      شکل جمع gel در زبان انگلیسی gels است.

      وجه وصفی حال gel چی میشه؟

      وجه وصفی حال gel در زبان انگلیسی gelling است.

      سوم‌شخص مفرد gel چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد gel در زبان انگلیسی gels است.

      ارجاع به لغت gel

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «gel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/gel

      لغات نزدیک gel

      • - geisha
      • - geissler tube
      • - gel
      • - gelable
      • - gelada
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.