شکل جمع:
handloomsدستگاه بافندگی دستی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The resurgence of interest in sustainable production methods has led to a renewed appreciation for items crafted on a handloom.
احیای علاقه به روشهای تولید پایدار منجر به قدردانی مجدد از اقلام بافتهشده با دستگاه بافندگی دستی شده است.
My grandmother still uses an old handloom to weave beautiful rugs.
مادربزرگم هنوز از یک دستگاه بافندگی دستی قدیمی برای بافتن فرشهای زیبا استفاده میکند.
The local artisan demonstrated how to prepare the warp threads on a handloom before beginning the weaving process.
هنرمند محلی نشان داد که چگونه نخهای تار را روی دستگاه بافندگی دستی قبلاز شروع فرآیند بافت آماده کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «handloom» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/handloom