شکل جمع:
heterogeniesناهمگنی، ناهمگونی، ناجوری، تباین، عدم تجانس، تفاوت
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The heterogeny of the audience made it challenging for the speaker to appeal to everyone's interests.
ناهمگونی مخاطب باعث میشد که گوینده نتواند نظر همه را جلب کند.
The study investigated the heterogeny of responses to the new educational policy across various socioeconomic strata.
این مطالعه تفاوت پاسخها به سیاست آموزشی جدید را در بین طبقات اجتماعی-اقتصادی مختلف بررسی کرد.
The heterogeny of the group's opinions made it difficult to reach a consensus.
ناهمگونی نظرات گروه، دستیابی به اجماع را دشوار کرد.
the heterogeny of opinions
ناهمگنی عقاید
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «heterogeny» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/heterogeny