آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مرداد ۱۴۰۴

    Inevitably

    ɪˈnevətəbli ɪˈnevətəbli

    معنی inevitably | جمله با inevitably

    adverb C1

    به‌ اجبار، الزاما، به‌ ناچار، ناگزیر، به‌ زور

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    The decision will inevitably lead to political tensions.

    این تصمیم ناگزیر به تنش‌های سیاسی منجر خواهد شد.

    Inevitably, the press exaggerated the story.

    روزنامه به ناچار در نقل داستان مبالغه کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد inevitably

    1. adverb unavoidably
      Synonyms:
      necessarily inescapably surely

    لغات هم‌خانواده inevitably

    noun
    inevitability
    adjective
    inevitable
    adverb
    inevitably

    سوال‌های رایج inevitably

    معنی inevitably به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی inevitably در زبان فارسی به «به‌طور اجتناب‌ناپذیر» یا «ناگزیر» ترجمه می‌شود.

    واژه‌ی «به‌طور اجتناب‌ناپذیر» برای توصیف وضعیتی به‌کار می‌رود که رخ دادن آن غیرقابل جلوگیری یا غیرقابل تغییر است. این کلمه معمولاً در متون رسمی، تحلیلی، علمی و ادبی استفاده می‌شود و نشان می‌دهد که اتفاق یا نتیجه‌ای به گونه‌ای است که احتمال جلوگیری از آن بسیار کم یا غیرممکن است. استفاده از «inevitably» به خواننده یا شنونده القا می‌کند که روند رخدادها به سمت نتیجه‌ای مشخص هدایت می‌شود و این نتیجه اجتناب‌ناپذیر است.

    در زندگی روزمره و تحلیل روندها، این واژه کاربرد گسترده‌ای دارد. به عنوان مثال، جمله‌ای مانند «With so much debt, bankruptcy will inevitably follow» بیانگر آن است که با این میزان بدهی، ورشکستگی اجتناب‌ناپذیر است. چنین استفاده‌ای نشان می‌دهد که عوامل موجود به شکلی عمل می‌کنند که نتیجه‌ی خاصی را حتماً به دنبال دارند و نمی‌توان از وقوع آن جلوگیری کرد.

    در متون علمی و آموزشی نیز «inevitably» برای بیان روابط علت و معلولی به کار می‌رود. برای نمونه، جمله‌ای مانند «Without proper care, the plant will inevitably die» نشان می‌دهد که بدون مراقبت مناسب، مرگ گیاه غیرقابل اجتناب است. این کاربرد باعث می‌شود مخاطب به اهمیت عوامل مؤثر و پیامدهای آن‌ها توجه بیشتری داشته باشد و درک دقیقی از ضرورت اقدامات صحیح پیدا کند.

    از نظر زبانی، «inevitably» به عنوان قید عمل می‌کند و معمولاً با فعل یا عبارت اصلی جمله همراه می‌شود تا شدت یا غیرقابل اجتناب بودن نتیجه را مشخص کند. این قید به نویسنده یا گوینده اجازه می‌دهد بدون تغییر ساختار جمله، مفهوم قطعی بودن نتیجه را به وضوح منتقل کند و بار معنایی قوی و تأکیدی ایجاد نماید.

    همچنین، این واژه می‌تواند در متون ادبی و تحلیلی برای ایجاد حس سرنوشت‌گرایی یا تأکید بر مسیر طبیعی رخدادها به کار رود. وقتی گفته می‌شود «He inevitably faced the consequences of his choices»، منظور این است که او ناگزیر با پیامدهای انتخاب‌های خود روبه‌رو شد. در این حالت، «inevitably» علاوه بر بیان قطعی بودن رخداد، بار معنایی اخلاقی یا تجربی نیز دارد و توجه خواننده را به رابطه‌ی علت و نتیجه جلب می‌کند.

    ارجاع به لغت inevitably

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «inevitably» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/inevitably

    لغات نزدیک inevitably

    • - inevitable outcome
    • - inevitable result
    • - inevitably
    • - inexact
    • - inexactitude
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    not now and then now or never obstetrics (of) great importance off course on call open-ended ophthalmologist other our pregnant pennsylvania theater comedy بلد بلند بلوف زدن بلوکه به دام انداختن به زحمت انداختن به زور به کاری واداشتن به سوی هدف به شرط آنکه با قدرت باجه باحیا بادبزن باخود بردن باد
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.