شکل جمع:
influencersشبکههای اجتماعی اینفلوئنسر، بلاگر (کسی که به دلیلی در شبکههای مجازی معروف و محبوب است)
The influencer posted a new video today.
اینفلوئنسر امروز یک ویدیوی جدید منتشر کرد.
The influencer answered fans' questions in a live stream.
بلاگر در یک لایو به سوالات طرفداران پاسخ داد.
Many people follow the influencer for fashion tips.
بسیاری از مردم برای نکات مد اینفلوئنسر را دنبال میکنند.
He became an influencer after his travel photos went viral.
او بعداز اینکه عکسهای سفرش وایرال شد، بلاگر شد.
چهرهی تأثیرگذار، چهرهی مؤثر، چهرهی نفوذدار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Many brands now partner with influencers to reach younger audiences.
بسیاری از برندها اکنون با چهرههای تأثیرگذار همکاری میکنند تا به مخاطبان جوانتر دست پیدا کنند.
Political influencers can shape public opinion during elections.
چهرههای نفوذدار سیاسی میتوانند در طول انتخابات نظر عمومی را شکل دهند.
The tech influencer explained the new smartphone's features in a clear video.
آن چهرهی مؤثر حوزهی فناوری، ویژگیهای گوشی هوشمند جدید را در ویدیویی شفاف توضیح داد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «influencer» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/influencer