آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ مهر ۱۴۰۳

      Ir

      توضیحات:

      در حالت پیشوند (Prefix) معمولاً به این شکل نوشته می‌شود: -ir

      معنی ir | جمله با ir

      symbol uncountable

      شیمی عنصر شیمیایی (Ir) ایریدیم، عنصر ایریدیم (نماد شیمیایی عنصر Iridium)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی شیمی

      مشاهده

      The atomic number of Ir is 77.

      عدد اتمی ایریدیم ۷۷ است.

      Ir is a rare and highly valuable metal.

      ایریدیم فلزی نادر و بسیار ارزشمند است.

      abbreviation

      (IR) (information retrieval) بازیابی اطلاعات

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Many companies and organizations rely on IR to manage and analyze large volumes of data

      بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌ها برای مدیریت و تجزیه‌وتحلیل حجم زیادی از داده‌ها به بازیابی اطلاعات متکی هستند.

      IR algorithms

      الگوریتم‌های بازیابی اطلاعات

      abbreviation

      (IR) (infrared) فروسرخ، مادون قرمز

      The military uses IR imaging to identify targets in low-light conditions.

      ارتش از تصویربرداری مادون قرمز برای شناسایی اهداف در شرایط کم‌نور استفاده می‌کند.

      The security camera captured the intruder's movements using IR technology.

      این دوربین امنیتی حرکات فرد متجاوز را با استفاده از فناوری فروسرخ ثبت کرده است.

      abbreviation

      انگلیسی بریتانیایی (inland revenue) اداره‌ی مالیات داخلی (نام این اداره در سال ۲۰۰۵ به HM Revenue and Customs تغییر کرد)

      The IR is responsible for collecting taxes from individuals and businesses in the country.

      اداره‌ی مالیات داخلی مسئول جمع‌آوری مالیات از افراد و کسب‌وکارها در کشور است.

      The IR has requested additional financial information from our company.

      اداره‌ی مالیات داخلی اطلاعات مالی بیشتری از شرکت ما درخواست کرده است.

      prefix

      (-ir) (پیشوندی منفی‌ساز که در ابتدای صفاتی به کار می‌روند که با حرف r آغاز شده باشند)

      irreal

      غیرواقعی

      irrational

      نامعقول

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد ir

      1. A board of the British government that administers and collects major direct taxes
        Synonyms:
        inland revenue iridium atomic number 77

      ارجاع به لغت ir

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ir» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ir

      لغات نزدیک ir

      • - IQ
      • - iquitos
      • - ir
      • - ira
      • - Iran
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      birthrate blow down boron carbide brava brazen sprawl spritz sputum stagnate stand aside state of the art stavanger astigmatism pigeon reset تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.