Irresponsive

ɪrɪˈspɑːnsɪv ˌɪrɪsˈpɒnsɪv
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective
غیرراغب، ناپذیرا، ناپاسخگوی، ناواکنشگر

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد irresponsive

  1. adjective lacking interest
    Synonyms:
    unresponsive unmoved taciturn

ارجاع به لغت irresponsive

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «irresponsive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/irresponsive

لغات نزدیک irresponsive

پیشنهاد بهبود معانی