سیاست خونتا، حزب، دسته، شورای نظامی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The military junta took control of the government.
خونتا کنترل دولت را به دست گرفت.
Some generals formed a junta after the coup.
چند ژنرال پساز کودتا یک حزب تشکیل دادند.
Citizens protested against the junta in the capital.
شهروندان در پایتخت علیه خونتا اعتراض کردند.
The junta imposed strict curfews at night.
خونتا منع رفتوآمد شدیدی در شب اعمال کرد.
Journalists were arrested by the junta.
روزنامهنگاران توسط حزب دستگیر شدند.
The junta claimed it would restore order.
حزب ادعا کرد که نظم را بازخواهد گرداند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «junta» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/junta