Kaki

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun plural
    (ژاپنی) خرمالوی ژاپنی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد kaki

  1. noun Small deciduous Asiatic tree bearing large red or orange edible astringent fruit
    Synonyms: japanese-persimmon, Diospyros kaki
  2. noun Blackish stilt of New Zealand sometimes considered a color phase of the white-headed stilt
    Synonyms: Himantopus novae-zelandiae

ارجاع به لغت kaki

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «kaki» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/kaki

لغات نزدیک kaki

پیشنهاد بهبود معانی