آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ آبان ۱۴۰۴

      Garage

      ɡəˈrɑːʒ ˈɡærɪdʒ / / -ɑːʒ

      گذشته‌ی ساده:

      garaged

      شکل سوم:

      garaged

      سوم‌شخص مفرد:

      garages

      وجه وصفی حال:

      garaging

      شکل جمع:

      garages

      معنی garage | جمله با garage

      noun countable A2

      گاراژ، پارکینگ

      They built a new garage next to their house for two cars.

      آن‌ها، گاراژ جدیدی کنار خانه‌شان برای دو خودرو ساختند.

      We converted the old garage into a small workshop.

      ما گاراژ قدیمی را به کارگاهی کوچک تبدیل کردیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a three-car garage

      گاراژ برای سه اتومبیل

      noun countable B1

      تعمیرگاه، مکانیکی

      در انگلیسی آمریکایی از auto shop هم استفاده می‌شود.

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      He works at a garage fixing cars and trucks.

      او در تعمیرگاهی مشغول به کار است و خودروها و کامیون‌ها را تعمیر می‌کند.

      The garage replaced the old engine with a new one.

      مکانیکی، موتور قدیمی را با موتور جدید تعویض کرد.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی پمپ بنزین، جایگاه سوخت

      در انگلیسی آمریکایی از gas station استفاده می‌شود.

      Make sure to stop at a garage before heading into the desert.

      قبل‌از رفتن به بیابان، حتماً در جایگاه سوخت توقف کنید.

      The garage was crowded with cars on the holiday weekend.

      پمپ بنزین در تعطیلات آخر هفته، پر از خودرو بود.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی نمایشگاه ماشین، محل فروش خودرو

      We visited several garages before choosing the right car.

      قبل‌از انتخاب خودروی مناسب، از چندین نمایشگاه خودرو بازدید کردیم.

      The garage has a financing plan for customers who want to buy a car.

      این نمایشگاه برای مشتریانی که می‌خواهند خودرو بخرند، طرح تأمین مالی دارد.

      noun uncountable

      موسیقی موسیقی گاراژ

      Garage music became popular in the UK in the 1990s.

      موسیقی گاراژ در دهه‌ی ۱۹۹۰ در بریتانیا محبوب شد.

      The DJ played a mix of garage and house tracks last night.

      دی‌جی دیشب میکس موسیقی گاراژ و هاوس را پخش کرد.

      verb - transitive

      نگه داشتن خودرو در پارکینگ، پارک کردن در گاراژ، قرار دادن خودرو در گاراژ

      I always garage my motorcycle during the winter months.

      من همیشه موتورم را در ماه‌های زمستان در گاراژ پارک می‌کنم.

      The insurance company offers lower rates if the car is garaged.

      اگر خودرو در گاراژ نگه داشته شود، شرکت بیمه نرخ‌های کمتری ارائه می‌دهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد garage

      1. noun storage building for vehicles, workplace
        Synonyms:
        parking space parking lot storage shop repair shop carport car stall barn

      سوال‌های رایج garage

      شکل جمع garage چی میشه؟

      شکل جمع garage در زبان انگلیسی garages است.

      ارجاع به لغت garage

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «garage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/garage

      لغات نزدیک garage

      • - gaptoothed
      • - gar
      • - garage
      • - garage sale
      • - garageman
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pisa munchkin pay it forward peerless personify puppy parenteral AI thrust air cover discover hike toddler acron floodwater زیرا زخمی زندگی کردن سخت کوش سر سرسام‌آور سرسره بازی سرطان خودکامه خوش آتیه خوش یمن خونگرم خیلی زیاد داستان زندگی سرزده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.