گذشتهی ساده:
landfilledشکل سوم:
landfilledسومشخص مفرد:
landfillsوجه وصفی حال:
landfillingشکل جمع:
landfillsهمچنین در معنای اول میتوان از landfill site بهجای landfill استفاده کرد.
خاکچال، محل دفن زباله
The landfill was filled to capacity after the holiday season.
پساز فصل تعطیلات، ظرفیت خاکچال تکمیل شد.
The increasing volume of municipal solid waste poses significant challenges for urban planning and necessitates innovative approaches to landfill management.
افزایش حجم زبالههای جامد شهری چالشهای قابل توجهی را برای برنامهریزی شهری ایجاد میکند و نیازمند رویکردهای نوآورانه در مدیریت خاکچال است.
Trash from the festival was transported directly to the landfill.
زبالههای جشنواره مستقیماً به محل دفن زباله منتقل میشد.
فرایند دفن زباله
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The city is running out of space in the landfill.
زمان فرایند دفن زبالهی شهر روبهاتمام است.
Effective waste management strategies are crucial for mitigating the adverse effects associated with reliance on landfill disposal.
راهبردهای مدیریت پسماند مؤثر برای کاهش اثرات نامطلوب مرتبط با اتکا به فرایند دفن زباله حیاتی هستند.
Proper waste management can reduce the reliance on landfill.
مدیریت صحیح پسماند میتواند تکیه به فرایند دفن زباله را کاهش دهد.
گذشتهی ساده landfill در زبان انگلیسی landfilled است.
شکل سوم landfill در زبان انگلیسی landfilled است.
شکل جمع landfill در زبان انگلیسی landfills است.
وجه وصفی حال landfill در زبان انگلیسی landfilling است.
سومشخص مفرد landfill در زبان انگلیسی landfills است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «landfill» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/landfill