آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۲ مهر ۱۴۰۵

      Landfill

      ˈlændfɪl ˈlændfɪl

      گذشته‌ی ساده:

      landfilled

      شکل سوم:

      landfilled

      سوم‌شخص مفرد:

      landfills

      وجه وصفی حال:

      landfilling

      شکل جمع:

      landfills

      توضیحات:

      همچنین در معنای اول می‌توان از landfill site به‌جای landfill استفاده کرد.

      معنی landfill | جمله با landfill

      noun countable uncountable B2

      خاک‌چال، محل دفن زباله

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The landfill was filled to capacity after the holiday season.

      پس‌از فصل تعطیلات، ظرفیت خاک‌چال تکمیل شد.

      The increasing volume of municipal solid waste poses significant challenges for urban planning and necessitates innovative approaches to landfill management.

      افزایش حجم زباله‌های جامد شهری چالش‌های قابل توجهی را برای برنامه‌ریزی شهری ایجاد می‌کند و نیازمند رویکردهای نوآورانه در مدیریت خاک‌چال است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Trash from the festival was transported directly to the landfill.

      زباله‌های جشنواره مستقیماً به محل دفن زباله منتقل می‌شد.

      noun uncountable B2

      فرایند دفن زباله

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      The city is running out of space in the landfill.

      زمان فرایند دفن زباله‌ی شهر روبه‌اتمام است.

      Effective waste management strategies are crucial for mitigating the adverse effects associated with reliance on landfill disposal.

      راهبردهای مدیریت پسماند مؤثر برای کاهش اثرات نامطلوب مرتبط با اتکا به فرایند دفن زباله حیاتی هستند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Proper waste management can reduce the reliance on landfill.

      مدیریت صحیح پسماند می‌تواند تکیه به فرایند دفن زباله را کاهش دهد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد landfill

      1. noun dump
        Synonyms:
        dumping ground disposal area junkyard garbage lot rubbish pile junk pile refuse heap depot ash heap transfer station recycling station hazardous waste dump toxic waste site

      سوال‌های رایج landfill

      گذشته‌ی ساده landfill چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده landfill در زبان انگلیسی landfilled است.

      شکل سوم landfill چی میشه؟

      شکل سوم landfill در زبان انگلیسی landfilled است.

      شکل جمع landfill چی میشه؟

      شکل جمع landfill در زبان انگلیسی landfills است.

      وجه وصفی حال landfill چی میشه؟

      وجه وصفی حال landfill در زبان انگلیسی landfilling است.

      سوم‌شخص مفرد landfill چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد landfill در زبان انگلیسی landfills است.

      ارجاع به لغت landfill

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «landfill» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/landfill

      لغات نزدیک landfill

      • - lander
      • - landfall
      • - landfill
      • - landform
      • - landgrave
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      after ag leviathan handout coster get it arbitrage etceteras strait-laced antebellum nick-nack cud parabiosis click set your alarm مخبر ضلالت باریک آدمیزاد شک کردن تیر خلاص آتش‌سوزی والد یانگ دمغ خلاف نوشابه‌ی الکلی بی‌برگشت هم‌جنس‌گراهراسی تورب‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.