بهطور مجلل، با تجمل، بهطور تجملاتی، تجملاتی، با شکوه، اعیانی
The mansion was decorated luxuriously with chandeliers and ornate carpets.
عمارت بهطور مجلل با لوسترها و فرشهای مزین تزیین شده بود.
She dressed luxuriously for the gala, wearing a beaded gown and diamond earrings.
او برای ضیافت بهطور تجملاتی لباس پوشیده بود و پیراهن مرواریددوز و گوشوارههای الماس به تن داشت.
با لذت، بهطور لذتبخش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She sank luxuriously into the velvet armchair and closed her eyes.
او با لذت در صندلی مخملی فرو رفت و چشمهایش را بست.
He spent the afternoon luxuriously reading by the fireplace.
او بعدازظهر را با لذت کنار شومینه به خواندن گذراند.
He ate his dinner luxuriously, savoring every bite.
او شامش را با لذت خورد و از هر لقمه لذت برد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «luxuriously» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/luxuriously