شکل نوشتاری دیگر این لغت: meta-narrative
فراروایت، فراداستان، روایت کلان، روایتِ فراگیر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Our culture's metanarratives influence how we interpret individual stories.
فراداستانهای فرهنگ ما بر نحوهی تفسیر داستانهای فردی تأثیر میگذارند.
The professor argued that modern history is shaped by competing metanarratives.
استاد استدلال کرد که تاریخ معاصر توسط فراروایتهای رقیب شکل میگیرد.
Many activists reject the dominant metanarrative and propose alternative visions.
بسیاری از فعالان روایتِ فراگیرِ مسلط را رد میکنند و چشماندازهای جایگزین پیشنهاد میدهند.
Teachers should help students recognize the metanarratives behind texts.
معلمان باید به دانشآموزان کمک کنند که فراروایتهای پشت متون را بشناسند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «metanarratives» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/metanarratives