آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ آبان ۱۴۰۴

      Morbidity

      mɔːrˈbɪdəti mɔːˈbɪdɪti

      معنی morbidity | جمله با morbidity

      noun uncountable

      پزشکی ابتلا، شیوع، گسترش (بیماری)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      The morbidity of diabetes continues to rise in urban areas.

      میزان ابتلا به دیابت در مناطق شهری همچنان درحال افزایش است.

      The morbidity rates for certain cancers vary significantly across different demographics.

      نرخ شیوع سرطان‌های خاص در جمعیت‌های مختلف به‌طور قابل توجهی متفاوت است.

      noun uncountable

      بیماری، مریضی، رنجوری، ناخوشی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The novel's exploration of morbidity left readers both intrigued and disturbed.

      یافته‌های رمان در مورد بیماری، خوانندگان را مجذوب و مضطرب کرد.

      The documentary addressed societal morbidity, showcasing our obsession with true crime stories.

      این مستند به بیماری‌های اجتماعی می‌پردازد و وسواس ما را نسبت به داستان‌های جنایی واقعی نشان می‌دهد.

      noun uncountable

      پزشکی عوارض (بیماری)

      Researchers are studying the morbidity associated with obesity.

      محققان درحال بررسی عوارض مرتبط با چاقی هستند.

      Public health officials aim to reduce the morbidity from influenza each winter.

      هدف مقامات بهداشت عمومی کاهش عوارض ناشی از آنفولانزا در هر زمستان است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد morbidity

      1. noun the quality of being unhealthful and generally bad for you
        Synonyms:
        unwholesomeness morbidness
        Antonyms:
        wholesomeness
      1. noun an abnormally gloomy or unhealthy state of mind
        Synonyms:
        morbidness

      سوال‌های رایج morbidity

      معنی morbidity به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «morbidity» در زبان فارسی به «میزان بیماری» یا «شیوع بیماری» ترجمه می‌شود.

      «Morbidity» یک اصطلاح پزشکی و بهداشتی است که به میزان یا نرخ ابتلا به بیماری‌ها و اختلالات در یک جمعیت خاص اشاره دارد. این واژه نشان‌دهنده تعداد افرادی است که در یک دوره زمانی مشخص به یک بیماری دچار شده‌اند یا وضعیت سلامتی‌شان تحت تاثیر بیماری یا اختلال قرار گرفته است. میزان بیماری، یکی از شاخص‌های کلیدی در ارزیابی سلامت عمومی و برنامه‌ریزی‌های بهداشتی است.

      شاخص morbidity به همراه mortality (مرگ‌ومیر) برای بررسی وضعیت سلامت جامعه و اثرات بیماری‌ها استفاده می‌شود. در حالی که mortality نرخ مرگ ناشی از بیماری‌ها را اندازه‌گیری می‌کند، morbidity بیشتر به کیفیت زندگی و بروز بیماری‌ها و ناتوانی‌های مربوط می‌پردازد. این شاخص به متخصصان کمک می‌کند تا شناخت بهتری از بار بیماری‌ها، نیازهای درمانی و پیشگیرانه جامعه به دست آورند.

      در مطالعات پزشکی و اپیدمیولوژی، اندازه‌گیری morbidity اهمیت زیادی دارد، زیرا می‌تواند نشان دهد کدام بیماری‌ها بیشترین تاثیر را بر جمعیت دارند و نیازمند توجه ویژه هستند. برای مثال، افزایش میزان بیماری‌های مزمن مانند دیابت یا فشار خون بالا، می‌تواند هشداردهنده مشکلات جدی در سلامت جامعه باشد و برنامه‌ریزان بهداشتی را به سمت اقدامات پیشگیرانه و درمانی هدایت کند.

      از سوی دیگر، اطلاعات مربوط به morbidity در تعیین اولویت‌های بهداشتی و تخصیص منابع درمانی نقش حیاتی دارد. با تحلیل داده‌های بیماری، می‌توان به طراحی سیاست‌های سلامت کارآمد، ارتقای کیفیت خدمات پزشکی و بهبود سطح زندگی افراد کمک کرد. این شاخص همچنین در پیگیری روند پیشرفت یا کاهش بیماری‌ها در طول زمان کاربرد دارد.

      «morbidity» مفهومی کلیدی در درک سلامت جامعه و مدیریت بیماری‌ها است که به متخصصان و سیاست‌گذاران امکان می‌دهد برنامه‌های بهداشتی هدفمند و مؤثری تدوین کنند. شناخت و تحلیل این شاخص به بهبود شرایط زندگی و ارتقای سلامت عمومی کمک می‌کند و از این رو در علوم پزشکی و بهداشت عمومی جایگاه ویژه‌ای دارد.

      ارجاع به لغت morbidity

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «morbidity» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/morbidity

      لغات نزدیک morbidity

      • - moray firth
      • - morbid
      • - morbidity
      • - morbific
      • - morbilli
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.