مال او، برای او، ـِ او
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The photograph displayed in the gallery was clearly one of hers, illustrating her ongoing exploration of urban decay.
عکسی که در گالری نمایش داده شده بود بهوضوح یکی از آثار او بود و کاوش مداوم او در زوال شهری را نشان میداد.
The methodological rigor of hers was evident in the reproducibility of the experiments described in the paper.
دقت روششناسی او در قابلیت تکرارپذیری آزمایشهای توصیفشده در مقاله مشهود بود.
During the lecture, the professor referred to a theory of hers to explain the anomaly in the data.
در طول درس، استاد برای توضیح ناهنجاری در دادهها به نظریهای از او اشاره کرد.
That scarf is one of hers; she left it at my house last night.
آن روسری یکی از وسایل اوست؛ دیشب آن را در خانهام جا گذاشت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «of hers» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/of-hers