آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ آذر ۱۴۰۴

    Online

    ˈɑːnlaɪn ˈɒnlaɪn

    توضیحات:

    شکل نوشتاری دیگر این لغت: on-line

    معنی online | جمله با online

    adjective adverb A2

    برخط، آنلاین

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    I prefer online shopping over going to the store.

    خرید برخط را به فروشگاه رفتن ترجیح می‌دهم.

    I enjoy playing online games.

    از بازی‌های آنلاین لذت می‌برم.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He studies online.

    برخط درس می‌خواهند.

    She prefers to chat online rather than talk on the phone.

    او ترجیح می‌دهد به جای صحبت با تلفن، به‌صورت آنلاین چت کند.

    My friend and I chat online every night.

    من و دوستم هر شب آنلاین چت می‌کنیم.

    I learned how to play guitar online.

    نواختن گیتار را به‌صورت برخط یاد گرفتم.

    on-line processing

    پردازش برخط

    on-line storage

    حافظه‌ی برخط

    on-line database

    بانک اطلاعاتی برخط

    پیشنهاد بهبود معانی

    سوال‌های رایج online

    معنی online به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «آنلاین» در زبان انگلیسی به online ترجمه می‌شود.

    آنلاین به وضعیتی گفته می‌شود که فرد یا دستگاه به اینترنت یا شبکه‌ای متصل باشد و امکان ارتباط و تبادل اطلاعات در لحظه را داشته باشد. این واژه در عصر دیجیتال اهمیت بسیار زیادی یافته و به بخش جدایی‌ناپذیر زندگی روزمره انسان‌ها تبدیل شده است.

    مفهوم آنلاین نخستین بار با پیدایش اینترنت و شبکه‌های کامپیوتری وارد فرهنگ عمومی شد و به سرعت جای خود را در زبان روزمره باز کرد. در ابتدا بیشتر برای اشاره به رایانه‌ها و سرورها به کار می‌رفت که به شبکه متصل بودند. اما با گسترش اینترنت و ورود آن به خانه‌ها، این واژه ابعاد وسیع‌تری پیدا کرد و امروزه تقریباً برای هر فعالیتی که در فضای مجازی صورت می‌گیرد به کار می‌رود.

    زندگی آنلاین جنبه‌های مختلفی را شامل می‌شود: از آموزش و کار گرفته تا خرید، سرگرمی و ارتباطات اجتماعی. بسیاری از فعالیت‌هایی که پیش‌تر تنها در محیط حضوری انجام می‌شدند، اکنون به‌صورت آنلاین قابل دسترسی هستند. این امر به‌ویژه در دوران پاندمی کرونا اهمیت دوچندان پیدا کرد، زمانی که آموزش آنلاین، جلسات کاری مجازی و خرید اینترنتی به بخش اصلی زندگی مردم جهان بدل شدند.

    با وجود مزایای فراوان، دنیای آنلاین چالش‌هایی نیز به همراه دارد. از یک سو، فرصت‌های بی‌پایانی برای یادگیری، رشد و ارتباط فراهم می‌کند، اما از سوی دیگر، می‌تواند زمینه‌ساز اعتیاد به اینترنت، کاهش تعاملات حضوری و تهدیدهای امنیتی شود. بنابراین، مدیریت زمان و ایجاد تعادل بین زندگی آنلاین و آفلاین برای داشتن سبک زندگی سالم ضروری است.

    واژه «آنلاین» تنها یک اصطلاح فنی نیست، بلکه نمایانگر تغییرات عمیق در سبک زندگی، ارتباطات و حتی هویت انسان معاصر است. زندگی در دنیای امروز بدون حضور آنلاین تقریباً غیرقابل تصور شده و همین نشان می‌دهد که این مفهوم تا چه اندازه با فرهنگ و شیوه زیست مدرن گره خورده است.

    ارجاع به لغت online

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «online» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/online

    لغات نزدیک online

    • - onion
    • - onionskin
    • - online
    • - online banking
    • - online check-in
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.