آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Outscore

معنی outscore | جمله با outscore

verb - transitive

(در مسابقه) پیشی گرفتن، امتیاز بیشتری در مقایسه با حریف کسب کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری

They are trying to outscore the other team.

آن‌ها سعی می‌کنند امتیاز بیشتری از تیم دیگر کسب کنند.

Johnson outscored his nearest rival by 30 points.

جانسون با ۳۰ امتیاز از نزدیک‌ترین رقیب خود پیشی گرفت.

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد outscore

  1. verb score more points than one's opponents
    Synonyms:

لغات هم‌خانواده outscore

  • verb - transitive
    outscore

ارجاع به لغت outscore

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «outscore» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/outscore

لغات نزدیک outscore

پیشنهاد بهبود معانی