شکل جمع:
plaintiffsحقوق شاکی، دادخواه، خواهان، مدعی، عارض
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی حقوق
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The plaintiff presented strong evidence.
شاکی مدارک محکمی ارائه کرد.
The judge ruled in favor of the plaintiff.
قاضی به نفع دادخواه حکم داد.
The plaintiff filed a lawsuit against the company.
شاکی علیه شرکت دادخواست ثبت کرد.
As the plaintiff, she sought compensation for damages.
بهعنوان دادخواه، او خواستار جبران خسارت شد.
شکل جمع plaintiff در زبان انگلیسی plaintiffs است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «plaintiff» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/plaintiff