آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ مرداد ۱۴۰۵

      Presymptomatic

      ˌpriːsɪmptəˈmæt̬ɪk ˌpriːsɪmptəˈmætɪk

      صفت تفضیلی:

      more presymptomatic

      صفت عالی:

      most presymptomatic

      توضیحات:

      شکل نوشتاری دیگر این لغت: pre-symptomatic

      معنی presymptomatic | جمله با presymptomatic

      adjective C1

      پزشکی ‫پیش‌علامتی‬ (مربوط به دوره‌ای که فرد قبل‌از بروز علائم بیماری، آلوده است)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      Understanding the presymptomatic phase of infectious diseases is crucial for implementing effective public health interventions and preventing widespread transmission.

      فهمیدن مرحله‌ی پیش‌علامتی بیماری‌های عفونی برای اجرای مداخلات مؤثر بهداشت عمومی و جلوگیری از انتقال گسترده حیاتی است.

      The lecture discussed how certain pathogens can be highly transmissible during their presymptomatic period, posing significant challenges for containment strategies.

      این سخنرانی به چگونگی انتقال‌پذیری بالای برخی عوامل بیماری‌زا در دوره‌ی پیش‌علامتی آن‌ها و چالش‌های قابل توجهی که برای استراتژی‌های مهار ایجاد می‌کنند، پرداخت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The study highlighted the challenge of controlling outbreaks when a significant portion of transmission occurs during the presymptomatic period of the infection.

      این مطالعه چالش کنترل شیوع بیماری را زمانی که بخش قابل توجهی از انتقال در دوره‌ی پیش‌علامتی عفونت رخ می‌دهد، برجسته کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      ارجاع به لغت presymptomatic

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «presymptomatic» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/presymptomatic

      لغات نزدیک presymptomatic

      • - presupposition
      • - presuppositional
      • - presymptomatic
      • - pret
      • - prêt-à-porter
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      تفاوت rule و law چیست؟

      تفاوت child و kid چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      volleyball basketball arena basketball camp basketball career basketball championship basketball coach basketball court basketball game basketball hoop basketball player basketball season basketball team basketball tournament college basketball indoor basketball مسند مشبه مشبه‌به جنبش دغل بازی چکرز باشا بودن زردک عاشقانه با فصاحت سقف‌دار کردن بتن پیش‌تنیده آگاهانه بخش‌یاب مه‌آلود
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.