همچنین در حالت صفت میتوان از puristic بهجای purist استفاده کرد.
مُلّانُقَطی، سنتگرا، پایبند اصول
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She's a literary purist who believes punctuation rules must be followed precisely.
او یک پایبندِ اصولِ ادبی است که معتقد است قوانین نگارشی باید دقیقاً رعایت شوند.
A purist in dress, she never wears anything but traditional attire.
او که در پوشش یک سنتگرا است، هرگز چیز دیگری جز پوشاکِ سنتی نمیپوشد.
The purist writer avoids modernist techniques and sticks to classic forms.
نویسندهی مُلّانُقَطی از تکنیکهای نوگرایی پرهیز میکند و به فرمهای کلاسیک پایبند میماند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «purist» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/purist