فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Qua

kwɑː kwɑː / / kweɪ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • preposition formal
    به عنوان، در مقام
    • - She spoke qua representative of the organization.
    • - به عنوان نماینده‌ی سازمان صحبت کرد.
    • - He acted qua supervisor and made the final decision.
    • - در مقام سرپرست عمل کرد و تصمیم نهایی را گرفت.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت qua

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «qua» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/qua

لغات نزدیک qua

پیشنهاد بهبود معانی