سراسیمه رفتن، با عجله رفتن، سریع رفتن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He raced off to catch the last train.
او با عجله رفت تا به آخرین قطار برسد.
When the bell rang, the students raced off to their classes.
وقتی زنگ به صدا درآمد، دانشآموزان با عجله به کلاسهایشان رفتند.
She raced off without saying goodbye.
او بدون خداحافظی سراسیمه رفت.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «race off» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/race-off