Real-life

riːəlˈlaɪf rɪəllaɪf
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective
واقعی، هستمند، غیرتخیلی، فرهودی، راستین

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد real-life

  1. noun the practical world as opposed to the academic world
    Synonyms:
    real-world

ارجاع به لغت real-life

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «real-life» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/real-life

لغات نزدیک real-life

پیشنهاد بهبود معانی