گذشتهی ساده:
recommencedشکل سوم:
recommencedسومشخص مفرد:
recommencesوجه وصفی حال:
recommencingدوباره شروع شدن، مجدداً تشکیل شدن، دوباره شروع کردن، از نو آغاز کردن، از سر گرفتن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
After the short break, the meeting recommenced at noon.
پس از یک وقفهی کوتاه، جلسه در ظهر دوباره شروع شد.
The two countries agreed to recommence peace negotiations.
دو کشور توافق کردند مذاکرات صلح را از سر بگیرند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «recommence» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/recommence