Refinery

rɪˈfaɪnəri rɪˈfaɪnəri
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    refineries

معنی

noun
پالایشگاه، تصفیه‌خانه

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد refinery

  1. noun something that purifies or cleans
    Synonyms:
    cleaner cleanser purifier refiner clarifier oil-refinery sugar-refinery smelting-works

لغات هم‌خانواده refinery

ارجاع به لغت refinery

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «refinery» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/refinery

لغات نزدیک refinery

پیشنهاد بهبود معانی