شکل جمع:
saucepansقابلمه، دیگ
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی متوسط
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She carefully poured the milk into the saucepan before placing it on the stove.
او با احتیاط شیر را در قابلمه ریخت، قبلاز اینکه آن را روی اجاق گاز بگذارد.
Students conducting experiments on heat transfer often utilize a controlled heating element and a standardized saucepan to measure temperature changes over time.
دانشجویانی که آزمایشات انتقال حرارت را انجام می دهند، اغلب از یک عنصر گرمایشی کنترلشده و یک قابلمهی استاندارد برای اندازهگیری تغییرات دما در طول زمان استفاده می کنند.
The research findings indicate that the design of the saucepan's base significantly impacts the energy efficiency of induction cooking systems.
یافتههای تحقیق نشان میدهد که طراحی کف قابلمه بهطور قابل توجهی بر بهرهوری انرژی سیستمهای پختوپز القایی تأثیر میگذارد.
شکل جمع saucepan در زبان انگلیسی saucepans است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «saucepan» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/saucepan