Solitariness

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun uncountable
تنهایی، گوشه‌نشینی، انزوا

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

همگام سازی در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد solitariness

  1. noun the quality or state of being alone
    Synonyms:
    solitude aloneness isolation loneliness singleness lonesomeness

ارجاع به لغت solitariness

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «solitariness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/solitariness

لغات نزدیک solitariness

پیشنهاد بهبود معانی