آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۸ آذر ۱۴۰۴

    Spinach

    ˈspɪnɪdʒ / / -ɪtʃ ˈspɪnɪdʒ / / -ɪtʃ

    معنی spinach | جمله با spinach

    noun uncountable B1

    سبزی‌جات گیاه‌شناسی اسفناج، گیاه اسفناج، سبزی اسفناج، خوراک اسفناج

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سبزی‌جات

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

    Spinach is a great source of iron and vitamins.

    اسفناج منبعی عالی از آهن و ویتامین‌ها است.

    Popeye loved spinach for its strength.

    ملوان زبل اسفناج را به‌خاطر قوتش دوست داشت.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    Spinach can be eaten raw or cooked in many dishes.

    اسفناج را می‌توان به‌صورت خام یا پخته در بسیاری از غذاها مصرف کرد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد spinach

    1. noun southwestern Asian plant widely cultivated for its succulent edible dark green leaves
      Synonyms:
      spinach plant spinacia-oleracea prickly-seeded spinach

    سوال‌های رایج spinach

    معنی spinach به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «spinach» در زبان فارسی به «اسفناج» ترجمه می‌شود.

    اسفناج یکی از سبزیجات برگ سبز پرخاصیت است که در سراسر جهان مورد استفاده قرار می‌گیرد. این سبزی غنی از ویتامین‌ها، مواد معدنی و آنتی‌اکسیدان‌هاست و به دلیل خواص تغذیه‌ای فراوان، نقش مهمی در رژیم غذایی سالم ایفا می‌کند. مصرف منظم اسفناج به تقویت سیستم ایمنی، بهبود سلامت قلب و کاهش التهاب‌های بدن کمک می‌کند و می‌تواند عملکرد مغز و حافظه را نیز تقویت نماید.

    از نظر ترکیبات غذایی، اسفناج سرشار از ویتامین K، ویتامین A، ویتامین C، فولات و آهن است. فیبر موجود در برگ‌های اسفناج به سلامت دستگاه گوارش کمک کرده و باعث کنترل وزن و کاهش کلسترول می‌شود. همچنین، وجود ترکیبات آنتی‌اکسیدانی مانند لوتئین و زاکسانتین در اسفناج از سلول‌ها در برابر آسیب‌های اکسیداتیو محافظت می‌کند و سلامت چشم را نیز ارتقا می‌دهد.

    اسفناج در آشپزی کاربردهای گسترده‌ای دارد و می‌توان آن را به صورت تازه در سالاد، پخته در خوراک‌ها، سوپ‌ها و حتی به صورت مخلوط در اسموتی‌ها مصرف کرد. همچنین، اسفناج را می‌توان با انواع ادویه‌ها و مواد غذایی دیگر ترکیب کرد تا طعم و ارزش غذایی آن افزایش یابد. تنوع کاربرد و خواص این سبزی باعث شده تا در فرهنگ‌های مختلف جایگاه ویژه‌ای در غذاهای محلی و سنتی داشته باشد.

    از نظر تاریخی، اسفناج از دیرباز در مناطق مختلف جهان به عنوان غذایی مغذی و مفید شناخته شده است. علاوه بر نقش غذایی، اسفناج گاه به عنوان نماد سلامتی و قدرت در ادبیات و فرهنگ عامه نیز ظاهر شده است. این سبزی، با برگ‌های سبز و انرژی‌بخش خود، به تصویر کشیدن زندگی سالم و پرانرژی را به ذهن انسان متبادر می‌کند.

    «اسفناج» یا spinach فراتر از یک سبزی ساده است؛ این ماده غذایی ارزشمند با خواص تغذیه‌ای بالا، قابلیت استفاده در آشپزی و جایگاه فرهنگی، نقشی حیاتی در حفظ سلامت و ارتقای کیفیت زندگی انسان‌ها ایفا می‌کند. افزودن اسفناج به رژیم غذایی روزمره می‌تواند تجربه‌ای خوش‌طعم، مغذی و مفید برای بدن فراهم آورد.

    ارجاع به لغت spinach

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «spinach» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/spinach

    لغات نزدیک spinach

    • - spin-off
    • - spina bifida
    • - spinach
    • - spinage
    • - spinal
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.