آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۸ مرداد ۱۴۰۴

      Splitter

      ˈsplɪtər ˈsplɪtə

      شکل جمع:

      splitters

      معنی splitter | جمله با splitter

      noun countable

      تقسیم‌کننده، جداکننده، شکاف‌دهنده، اسپلیتر

      The splitter separated the fibers into individual strands.

      جداکننده، الیاف را به رشته‌های جداگانه تقسیم کرد.

      They used a splitter to share the internet connection among multiple devices.

      آن‌ها از اسپلیتر برای اشتراک‌گذاری اتصال اینترنت بین چند دستگاه استفاده کردند.

      noun countable

      جدایی‌طلب، نفاق‌انداز

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The leader condemned the splitters for breaking the unity of the movement.

      رهبر، جدایی‌طلبان را به‌خاطر شکستن اتحاد جنبش محکوم کرد.

      Splitters sometimes form factions with differing goals from the original group.

      نفاق‌اندازها گاهی جناح‌هایی با اهداف متفاوت از گروه اصلی تشکیل می‌دهند.

      noun countable informal

      ورزش (بیسبال) پرتاب اسپلیتر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      He practiced throwing the splitter for hours every day.

      او هر روز ساعت‌ها پرتاب اسپلیتر را تمرین می‌کرد.

      The coach showed us the technique to grip the ball for a splitter.

      مربی، روش گرفتن توپ برای پرتاب اسپلیتر را به ما نشان داد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد splitter

      1. noun a laborer who splits logs to build split-rail fences
        Synonyms:
        rail-splitter
      1. noun a taxonomist who classifies organisms into many groups on the basis of relatively minor characteristics
        Synonyms:
        divider
        Antonyms:
        lumper

      سوال‌های رایج splitter

      شکل جمع splitter چی میشه؟

      شکل جمع splitter در زبان انگلیسی splitters است.

      ارجاع به لغت splitter

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «splitter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/splitter

      لغات نزدیک splitter

      • - split-level
      • - split-up
      • - splitter
      • - splitting
      • - splitting headache
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.