به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.

Stockbroker

ˈstɑːkˌbroʊkər ˈstɒkˌbrəʊkə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    اقتصاد کارگزار بورس
    • - The stockbroker advised his clients to sell their shares in the company.
    • - کارگزار بورس به مشتریان خود توصیه کرد که سهام خود در این شرکت را بفروشند.
    • - She became a stockbroker after studying finance in college.
    • - او پس از تحصیل در رشته‌ی دانش مالی در کالج، کارگزار بورس شد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت stockbroker

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «stockbroker» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/stockbroker

لغات نزدیک stockbroker

پیشنهاد بهبود معانی