فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Tactician

tækˈtɪʃn tækˈtɪʃn
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    جنگ فن‌گر، رزم‌آرا، با تدبیر، متخصص فنون جنگی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد tactician

  1. noun A suave or tactful person
    Synonyms: engineer, strategist, mastermind, planner

ارجاع به لغت tactician

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «tactician» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/tactician

لغات نزدیک tactician

پیشنهاد بهبود معانی