آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ مهر ۱۴۰۵

      Tactile

      ˈtæktl ˈtæktaɪl

      صفت تفضیلی:

      more tactile

      صفت عالی:

      most tactile

      معنی tactile | جمله با tactile

      adjective B2

      زیست‌شناسی مربوط به حس لامسه، لامسه‌ای

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی زیست‌شناسی

      مشاهده
      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The baby enjoyed exploring the world through tactile sensations, touching everything within reach.

      کودک از کاوش جهان ازطریق حس‌های لامسه‌ای لذت می‌برد و هر چیزی را که در دسترس بود لمس می‌کرد.

      Contemporary research in neuroscience often investigates the intricate mechanisms underlying tactile perception and its role in human interaction with the environment.

      تحقیقات معاصر در علوم اعصاب اغلب مکانیسم‌های پیچیده زیربنایی ادراک لامسه‌ای و نقش آن را در تعامل انسان با محیط بررسی می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      tactile organs

      اندام‌های لامسه‌ای

      adjective C1

      لمس‌کردنی، لمسی، قابل لمس

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      For visually impaired individuals, tactile maps provide essential information about their surroundings.

      برای افراد کم‌بینا، نقشه‌های لمسی اطلاعات ضروری درباره‌ی محیط اطرافشان را فراهم می‌کنند.

      The design of modern interactive exhibits often incorporates tactile elements to enhance visitor engagement and learning.

      طراحی نمایشگاه‌های تعاملی مدرن اغلب عناصر قابل لمس را برای افزایش مشارکت و یادگیری بازدیدکنندگان در خود جای می‌دهد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In the context of product design, understanding the tactile properties of materials is crucial for creating objects that are aesthetically pleasing and comfortable to use.

      در زمینه‌ی طراحی محصول، درک ویژگی‌های لمسی مواد برای خلق اشیایی که ازنظر زیبایی‌شناختی دلپذیر و برای استفاده راحت باشند، حیاتی است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tactile

      1. adjective touchable
        Synonyms:
        tangible physical palpable tactual solid material
      1. adjective discernible by touch
        Synonyms:
        palpable tangible physical tactual substantial touchable
      1. adjective of, relating to, or arising from the sense of touch
        Synonyms:
        tactual haptic

      سوال‌های رایج tactile

      صفت تفضیلی tactile چی میشه؟

      صفت تفضیلی tactile در زبان انگلیسی more tactile است.

      صفت عالی tactile چی میشه؟

      صفت عالی tactile در زبان انگلیسی most tactile است.

      ارجاع به لغت tactile

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «tactile» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۹ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tactile

      لغات نزدیک tactile

      • - tactician
      • - tactics
      • - tactile
      • - tactile corpuscle
      • - tactility
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      technical foul triple team litter we'd cultivate molding intuitive adjunct drastically putative be short of something ballhandler vegetable jab step hook shot اسپانیایی سرسری معاند استیضاح تحویل بی‌شرف پاینده پهلوی ضحاک قساوت حرفه‌ای جمهوری دایر دلتا مرقد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.