گذشتهی ساده:
tin-platedشکل سوم:
tin-platedسومشخص مفرد:
tin-platesوجه وصفی حال:
tin-platingشکل نوشتاری این لغت در حالت فعل (verb): tin-plate
ورق حلبی، آهن یا فولاد قلعاندود
The tinplate coating protects the steel from rust and corrosion.
پوشش فولاد قلعاندود از زنگزدگی و خوردگی جلوگیری میکند.
Tinplate containers are safe for storing many types of food.
ظرفهای ساختهشده از ورق حلبی برای نگهداری بسیاری از انواع مواد غذایی، ایمن هستند.
قلعاندود کردن، با قلع پوشاندن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The factory tin-plates steel sheets to prevent corrosion.
این کارخانه برای جلوگیری از خوردگی، ورقهای فولادی را قلعاندود میکند.
Before forming the cans, the metal is tin-plated to make it safe.
پیشاز شکلدهی قوطیها، فلز با قلع پوشانده میشود تا برای مواد غذایی ایمن باشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «tinplate» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/tinplate