آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲ شهریور ۱۴۰۴

    Tourism

    ˈtʊrɪzm ˈtʊərɪzm

    معنی tourism | جمله با tourism

    noun uncountable B1

    سفر گردشگری، جهانگردی، سیاحت

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سفر

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    Tourism is one of Greece's main sources of income.

    گردشگری یکی از بزرگ‌ترین منابع درآمد یونان است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد tourism

    1. noun the business of providing services to tourists
      Synonyms:
      touristry

    سوال‌های رایج tourism

    معنی tourism به فارسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «tourism» در زبان فارسی به «گردشگری» ترجمه می‌شود.

    گردشگری یا tourism به مجموعه فعالیت‌هایی گفته می‌شود که افراد برای بازدید، تفریح، استراحت یا تجربه‌ی فرهنگ‌ها و مکان‌های جدید انجام می‌دهند. این پدیده نه تنها جنبه‌ی تفریحی دارد، بلکه نقش مهمی در توسعه‌ی اقتصادی و فرهنگی جوامع مختلف ایفا می‌کند. گردشگری می‌تواند شامل بازدید از جاذبه‌های طبیعی مانند کوه‌ها، دریاچه‌ها و جنگل‌ها، یا اماکن تاریخی و فرهنگی مانند موزه‌ها، بناهای تاریخی و فستیوال‌ها باشد.

    یکی از ویژگی‌های مهم گردشگری این است که تجربه‌ای چندبعدی ارائه می‌دهد؛ افراد نه تنها از زیبایی‌ها لذت می‌برند، بلکه با فرهنگ، آداب و رسوم، غذاها و سبک زندگی جوامع دیگر نیز آشنا می‌شوند. این آشنایی می‌تواند به افزایش درک بین فرهنگی و احترام به تفاوت‌ها کمک کند و تجربه‌ای فراتر از صرفاً سفر جسمانی فراهم آورد. در بسیاری از کشورها، توسعه گردشگری به عنوان بخشی از سیاست‌های اقتصادی و فرهنگی برای جذب سرمایه‌گذاری و ارتقای کیفیت زندگی جامعه مدنظر قرار می‌گیرد.

    صنعت گردشگری همچنین اشتغال‌زایی گسترده ایجاد می‌کند. از هتل‌ها، رستوران‌ها و آژانس‌های مسافرتی گرفته تا راهنمایان محلی، رانندگان تور و تولیدکنندگان صنایع دستی، همگی بخشی از این چرخه اقتصادی هستند. گردشگری مسئولیت اقتصادی قابل توجهی دارد و بسیاری از کشورها برای جذب گردشگر داخلی و خارجی، برنامه‌ریزی‌های گسترده‌ای در زمینه تبلیغات، بهبود زیرساخت‌ها و حفظ محیط زیست انجام می‌دهند.

    یکی دیگر از جنبه‌های مهم گردشگری، اثرات روانی و اجتماعی آن است. مسافرت و بازدید از مکان‌های جدید می‌تواند باعث کاهش استرس، افزایش خلاقیت و تقویت حس شادی و رضایت در افراد شود. تجربه‌ی سفر به ویژه زمانی که با فعالیت‌های فرهنگی، آموزشی یا طبیعت‌گردی ترکیب شود، می‌تواند اثرات مثبت بلندمدت بر سلامت روان و کیفیت زندگی داشته باشد.

    گردشگری به عنوان یک پدیده‌ی جهانی، زمینه‌ای برای تعامل میان ملت‌ها و جوامع فراهم می‌کند. این تبادل فرهنگی و اقتصادی می‌تواند به رشد و توسعه‌ی پایدار کمک کند و همزمان حس تعلق به جهان بزرگ‌تر و ارتباط انسانی را در افراد تقویت نماید. اهمیت گردشگری نه تنها در بعد اقتصادی، بلکه در جنبه‌های اجتماعی، فرهنگی و روانی نیز قابل توجه است و به همین دلیل در دنیای امروز جایگاه ویژه‌ای دارد.

    ارجاع به لغت tourism

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «tourism» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/tourism

    لغات نزدیک tourism

    • - tourette
    • - touring car
    • - tourism
    • - tourist
    • - tourist attractions
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.