آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ بهمن ۱۴۰۲

      Trumpeter

      ˈtrʌmpət̬ər ˈtrʌmpɪtə

      معنی trumpeter | جمله با trumpeter

      noun countable

      موسیقی نوازنده‌ی ترومپت، ترومپت‌زن، شیپورزن، شیپورچی، کرنازن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      The trumpeter played a beautiful melody at the concert.

      نوازنده‌ی ترومپت در این کنسرت ملودی زیبایی نواخت.

      The jazz band featured a talented trumpeter as their soloist.

      گروه جاز یک ترومپت‌زن بااستعداد را به‌عنوان تک‌نواز خود معرفی کرد.

      noun countable

      طرفدار، حامی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      The trumpeter delivered a passionate speech in support of the candidate.

      این طرف‌دار سخنرانی پرشوری را در حمایت از نامزد بیان کرد.

      As a trumpeter for animal rights, she never hesitated to speak out.

      او به‌عنوان یک حامی حقوق حیوانات، هرگز صحبت کردن را دریغ نکرد.

      noun countable

      جانورشناسی مرغ جارچی، شیپورزن‌ها (یک سرده از پرندگان)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The plumage of the trumpeter caught the sunlight.

      نور خورشید به پرهای مرغ جارچی تابید.

      A flock of trumpeters flew overhead, their calls echoing through the forest.

      دسته‌ای از شیپور‌زن‌ها در بالای سرشان پرواز می‌کردند و صداهایشان در جنگل طنین‌انداز می‌شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد trumpeter

      1. noun a musician who plays the trumpet or cornet
        Synonyms:
        cornetist
      1. noun (formal) a person who announces important news
        Synonyms:
        herald
      1. noun Large pure white wild swan of western North America having a sonorous cry
        Synonyms:
        trumpeter-swan cygnus-buccinator

      ارجاع به لغت trumpeter

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «trumpeter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/trumpeter

      لغات نزدیک trumpeter

      • - trumpet player
      • - trumpet vine
      • - trumpeter
      • - trumpeter swan
      • - trumpetweed
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.