گذشتهی ساده:
tuned intoشکل سوم:
tuned intoسومشخص مفرد:
tunes intoوجه وصفی حال:
tuning intoگوش دادن، تماشا کردن (برنامهی رادیویی یا تلویزیونی)
Students preparing for the IELTS exam are advised to regularly tune into English-language broadcasts to enhance their listening comprehension.
به دانشجویانی که برای آزمون آیلتس آماده میشوند توصیه میشود که بهطور منظم به برنامههای انگلیسیزبان گوش دهند تا درک شنیداری خود را تقویت کنند.
I always tune into the evening news to catch up on current events.
من همیشه اخبار عصر را تماشا میکنم تا از رویدادهای جاری باخبر شوم.
In order to stay informed about global economic trends, many financial analysts consistently tune into specialized business news channels.
بهمنظور مطلع ماندن از روندهای اقتصادی جهانی، بسیاری از تحلیلگران مالی بهطور مداوم به کانالهای خبری تخصصی کسبوکار گوش میدهند.
آگاه شدن، هشیار شدن، متوجه شدن، حساس شدن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Students engaging in critical analysis are encouraged to tune into the underlying assumptions and biases present in academic texts.
دانشجویانی که درگیر تحلیل انتقادی هستند، تشویق میشوند تا متوجه پیشفرضها و سوگیریهای پنهان موجود در متون آکادمیک شوند.
It took a while, but eventually, I was able to tune into what my cat was trying to communicate with her meows.
مدتی طول کشید، اما بالاخره توانستم متوجه شوم که گربهام با میومیو کردنش چه چیزی را سعی داشت انتقال دهد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «tune into» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/tune-into