چشمبسته، بیچونوچرا، بدون تفکر، بهآسانی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Students must learn to evaluate sources critically, rather than accepting information uncritically from the internet.
دانشجویان باید یاد بگیرند که منابع را نقادانه ارزیابی کنند، نه اینکه اطلاعات را بیچونوچرا از اینترنت بپذیرند.
The research suggests that consumers often adopt new technologies uncritically, overlooking potential long-term societal impacts.
تحقیقات نشان میدهد که مصرفکنندگان اغلب فناوریهای جدید را چشمبسته میپذیرند و تأثیرات بلندمدت اجتماعی احتمالی را نادیده میگیرند.
He tended to accept everything his boss said uncritically, which sometimes led to mistakes.
او تمایل داشت هر آنچه رئیسش میگفت را بیچونوچرا بپذیرد، که گاهی اوقات به اشتباه منجر میشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «uncritically» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/uncritically