صفت تفضیلی:
more unscriptedصفت عالی:
most unscriptedبداهه، ازپیشنوشتهنشده، بدون فیلمنامه، بدون آمادگی قبلی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The entire interview felt very natural and unscripted, which made it all the more engaging.
کل مصاحبه بسیار طبیعی و بداهه به نظر میرسید که آن را جذابتر میکرد.
The efficacy of pedagogical approaches often hinges on the educator's ability to respond to student inquiries in an unscripted yet coherent manner.
کارایی رویکردهای آموزشی اغلب به توانایی معلم در پاسخگویی به سوالات دانشآموزان به شیوهی بدون آمادگی قبلی اما منسجم بستگی دارد.
Analyzing the linguistic features of unscripted speech can provide valuable data for research into natural language processing and conversational dynamics.
تجزیهوتحلیل ویژگیهای زبانی گفتار بداهه میتواند دادههای ارزشمندی را برای تحقیقات در پردازش زبان طبیعی و دینامیک مکالمه فراهم کند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «unscripted» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/unscripted