آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ دی ۱۴۰۴

      Whump

      wʌmp wʌmp

      گذشته‌ی ساده:

      whumped

      شکل سوم:

      whumped

      سوم‌شخص مفرد:

      whumps

      وجه وصفی حال:

      whumping

      شکل جمع:

      whumps

      معنی whump | جمله با whump

      noun countable informal

      انگلیسی آمریکایی ضربه‌ی سنگین، صدای مهیب برخورد، صدای انفجار

      The book fell off the shelf with a loud whump.

      کتاب با صدای بلند از روی قفسه افتاد.

      The fireworks ended with a series of whumps that shook the ground.

      آتش‌بازی با چند صدای انفجار پایان یافت که زمین را لرزاند.

      verb - intransitive informal

      انگلیسی آمریکایی صدای بلند ایجاد کردن، صدای برخورد ایجاد کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      The huge package whumped onto the delivery truck with a loud bang.

      بسته‌ی بزرگ با صدای بلندی روی کامیون تحویل افتاد.

      He could hear the drums whumping in the distance.

      او می‌توانست صدای کوبیدن طبل‌ها را از دور بشنود.

      verb - transitive informal

      انگلیسی بریتانیایی کوبیدن، محکم زدن، ضربه زدن، کتک زدن

      The villain whumped the hero with a heavy punch in the final scene.

      شخصیت منفی در صحنه‌ی پایانی، قهرمان را با مشت سنگینی زد.

      He whumped the door in frustration after hearing the bad news.

      پس‌از شنیدن خبر بد، از سر کلافگی در را محکم کوبید.

      verb - transitive informal

      انگلیسی بریتانیایی شکست دادن، مغلوب کردن، پیروز شدن (به‌راحتی)

      She whumped her classmates in the chess tournament.

      در مسابقه‌ی شطرنج، تمام هم‌کلاسی‌هایش را راحت شکست داد.

      Our team whumped the opponents 5-0 in yesterday’s match.

      تیم ما دیروز با نتیجه‌ی ۵-۰ حریفان را مغلوب کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      سوال‌های رایج whump

      گذشته‌ی ساده whump چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده whump در زبان انگلیسی whumped است.

      شکل سوم whump چی میشه؟

      شکل سوم whump در زبان انگلیسی whumped است.

      شکل جمع whump چی میشه؟

      شکل جمع whump در زبان انگلیسی whumps است.

      وجه وصفی حال whump چی میشه؟

      وجه وصفی حال whump در زبان انگلیسی whumping است.

      سوم‌شخص مفرد whump چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد whump در زبان انگلیسی whumps است.

      ارجاع به لغت whump

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «whump» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/whump

      لغات نزدیک whump

      • - whosoever
      • - whr
      • - whump
      • - why
      • - why ever
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      send in an application senorita set yourself clear objectives sextuple sharp pain shoplifting shoulder to shoulder show of unity simultaneity sinusitis sirloin slake solitude socioeconomic so far سه چهار پنج هفت ده طوطی کفشدوزک روح جیگر چهل پنجاه شصت هفتاد هشتاد صد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.