گذشتهی ساده:
whumpedشکل سوم:
whumpedسومشخص مفرد:
whumpsوجه وصفی حال:
whumpingشکل جمع:
whumpsانگلیسی آمریکایی ضربهی سنگین، صدای مهیب برخورد، صدای انفجار
The book fell off the shelf with a loud whump.
کتاب با صدای بلند از روی قفسه افتاد.
The fireworks ended with a series of whumps that shook the ground.
آتشبازی با چند صدای انفجار پایان یافت که زمین را لرزاند.
انگلیسی آمریکایی صدای بلند ایجاد کردن، صدای برخورد ایجاد کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The huge package whumped onto the delivery truck with a loud bang.
بستهی بزرگ با صدای بلندی روی کامیون تحویل افتاد.
He could hear the drums whumping in the distance.
او میتوانست صدای کوبیدن طبلها را از دور بشنود.
انگلیسی بریتانیایی کوبیدن، محکم زدن، ضربه زدن، کتک زدن
The villain whumped the hero with a heavy punch in the final scene.
شخصیت منفی در صحنهی پایانی، قهرمان را با مشت سنگینی زد.
He whumped the door in frustration after hearing the bad news.
پساز شنیدن خبر بد، از سر کلافگی در را محکم کوبید.
انگلیسی بریتانیایی شکست دادن، مغلوب کردن، پیروز شدن (بهراحتی)
She whumped her classmates in the chess tournament.
در مسابقهی شطرنج، تمام همکلاسیهایش را راحت شکست داد.
Our team whumped the opponents 5-0 in yesterday’s match.
تیم ما دیروز با نتیجهی ۵-۰ حریفان را مغلوب کرد.
گذشتهی ساده whump در زبان انگلیسی whumped است.
شکل سوم whump در زبان انگلیسی whumped است.
شکل جمع whump در زبان انگلیسی whumps است.
وجه وصفی حال whump در زبان انگلیسی whumping است.
سومشخص مفرد whump در زبان انگلیسی whumps است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «whump» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/whump