همچنین میتوان از work on the land بهجای work the land استفاده کرد.
کسبوکار کشاورزی کردن، زراعت کردن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Working the land requires patience, hard work, and knowledge of crops.
زراعت کردن نیازمند صبر، تلاش سخت و شناخت محصولات است.
She inherited a small farm and now works the land herself.
او، مزرعهی کوچکی به ارث برد و حالا خودش روی زمین کار میکند.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «work the land» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/work-the-land