favor, kindness, attention, goodwill, favorable, patronage
favor
kindness
attention
goodwill
favorable
patronage
التفات معلم به پروژهی دانشآموز به معنای راهنمایی و تشویق بیشتر بود.
The teacher’s favor on the student’s project meant extra guidance and encouragement.
التفات او در کمک به سالمندان توسط همه تحسین شد.
Her kindness in helping the elderly was admired by everyone.
gift, grant, donation, benevolence, magnanimity
gift
grant
donation
benevolence
magnanimity
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او جایزه را نه برای رقابت، بلکه بهعنوان التفاتی از سوی همکارانش برای قدردانی دریافت کرد.
He received the award not as a prize, but as a gift of recognition from his peers.
ما از این التفات سپاسگزاریم؛ هدیهای که تأثیر قابل توجهی بر پروژهی ما خواهد داشت.
We are grateful for the grant, which is a gift that will significantly impact our project.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «التفات» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/التفات