آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵

      باند به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / baand /

      band, group, gang, clique, cohort, faction

      band

      group

      gang

      clique

      cohort

      faction

      گروهی با هدف معین
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      باند موسیقی‌نوازان جاز

      a jazz musician's band

      در اداره‌ی ما هریک از رئیس‌ها باند خودش را دارد.

      in our office, each of the bosses has formed his own clique

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      باند تبهکاران

      a gang of criminals

      رئیس باند دزدان دستگیر شد.

      the chief of a band of thieves was caught

      او هم جزء باند اکبر آقاست.

      he too belongs to Akbar Agha's clique

      باند بازی کردن

      to form cliques or faction, to factionalize

      اسم
      فونتیک فارسی / baand /

      پزشکی bandage, dressing, band-aid

      bandage

      dressing

      band-aid

      نوار زخم‌بندی، تنزیب

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬

      باند روی زخم باید عوض شود.

      the bandage on my wound has to be changed

      پرستار با دقت باند روی زخم را عوض کرد.

      The nurse changed the dressing on the wound carefully.

      اسم
      فونتیک فارسی / baand /

      band, channel

      band

      channel

      موج رادیو

      پهنای باند

      bandwidth

      گستره‌ی باند

      band-spread

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      باند گزین

      band selector

      اسم
      فونتیک فارسی / baand /

      راهنمایی و رانندگی lane

      lane

      مسیر موازی خودروها در جاده که با خط سفید مشخص می‌شود

      رانندگان باید در داخل باند حرکت کنند نه روی خط آن!

      drivers must drive inside the lane, not on the lines marking it!

      هنگام عوض کردن باند با چراغ چشمک‌زن علامت بدهید.

      when you want to change lanes, you must signal with your blinkers

      اسم
      فونتیک فارسی / baand /

      runway, tarmac, airstrip

      runway

      tarmac

      airstrip

      مسیر یا جاده‌ی هواپیماها در فرودگاه

      هواپیما مدت زیادی روی باند حرکت کرد

      the airplane taxied on the runway for a long time

      هواپیما به‌طور ایمن روی باند فرود آمد.

      The plane landed safely on the tarmac.

      اسم
      فونتیک فارسی / baand /

      loudspeaker

      loudspeaker

      بلندگو

      سیستم باند در سالن بسیار قدرتمند است.

      The loudspeaker system in the hall is very powerful.

      او یک باند جدید برای ماشینش خرید.

      He bought a new loudspeaker for his car.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد باند

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      جماعت جمعیت جوخه حزب دسته گروه هیئت
      مترادف:
      خط سیر گذرگاه
      مترادف:
      فرودگاه مطار
      مترادف:
      نوار رشته لفافه
      مترادف:
      موج ‌رادیو طول موج
      مترادف:
      هریک از بلندگوهای ‌سیستم صوتی یا تصویری

      ارجاع به لغت باند

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «باند» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/باند

      لغات نزدیک باند

      • - بانجو
      • - بانجو نواز
      • - باند
      • - باند تبهکاران
      • - باند خصوصی رادیو
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.