gasping, seizing, resorting (to)
gasping
seizing
resorting
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
او پیوسته به هر فرصتی برای بهبود خود تمسک میجست.
He went on seizing every opportunity to improve himself.
او حتی در تاریکترین لحظات نیز به امید تمسک میجست.
She kept seizing onto hope even in the darkest moments.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «تمسک» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/تمسک