آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

حاضرجوابی به انگلیسی

معنی و نمونه‌جمله‌ها

اسم
فونتیک فارسی / haazerjavaabi /

readiness to answer, readiness retort, repartee, wordplay, glibness, wisecrack

readiness to answer

readiness retort

repartee

wordplay

glibness

wisecrack

پاسخ سریع و کنایه‌آمیز

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام

مهارت او در حاضرجوابی برایش دشمن درست کرده است.

Her skill at repartee has made her enemies.

حاضرجوابی او در طول مناظره آمادگی‌اش برای پاسخ به هر سوالی را نشان داد.

Her wordplay during the debate showcased her readiness to answer any question.

پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد حاضرجوابی

با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

مترادف:
حضورذهن
مترادف:

ارجاع به لغت حاضرجوابی

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «حاضرجوابی» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/حاضرجوابی

لغات نزدیک حاضرجوابی

پیشنهاد بهبود معانی