sound, phon-
sound
phon-
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
خن موجهایی که به ساحل اصابت میکردند، آرامشبخش بود.
The sound of the waves crashing against the shore was calming.
خن قدمهایش را میشنیدم.
I could hear the sound of footsteps.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «خن» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خن